تبلیغات
برای تو می نویسم نفسم،عمرم،وجودم.. - ::‌ بازگشت ::

 
::‌ بازگشت ::
 

سلام نفسم .امیدوارم که حالت خوب باشه . خوب چطوری با دلتنگی ها ...با رورگار ...باکارات ... شاید اومده باشی و دیده باشی این وبلاگ و نمی دونم شایدم ندیدی ولی دیدی کسی قدرت اینو نداشت تا بیاد اینجا رو راه بندازه . کسی قدرت اینو نداشت که بیاد و یه چند خط هر چند الکی بنویسه . کسی قدرت اینو نداشت که بیاد و از تو بنویسه ... حالا به من حق می دی که نتونم بیام و تو رو توصیف کنم . تو که برام همه دنیا بودی تو که برام همه کسم بودی تو که همه زندگیم بودی چی جوری انتظار داری ازم که با رفتنت بیام و از تو بگم تویی گفتن از تو کار هر کس نیست از خوبیات از مهربونیات . شاید بگن که حالا که رفتی چرا من دارم از تو می گم ؟ چون دوست دارم چون عاشقتم چون هر نفسم و هر لحظه ام بدون فکر و یاد و نام تو نمی گذره . تو برای من تنها یه همدم نبودی تو برای من همه چیز بودی همه چیز ....

تو را من برای خودت دوست داشتم نه برای خودم پس هر کجا که باشی خوشبخت باشی برای من همین بس است . همین که تو لباس عافیت بر طنت باشد همین بس است . عشق تو برای من یه موهبت الهی بود و می دانم رفتن تو هم حکمتی داشت .

ولی خدا چی می شد منم مثل بقیه می رسیدم به عشقم یعنی حتما باید از هم جدا می بودیم . آخه تو که گرفتیش پس حالا برام تحمل دوریشم بهم بده . دیگه دارم دیوونه می شم از همه چیز بریدم . خدایا برس به دادم . من اونو می خوام همین و بس.......

[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [+]
نوشته شده توسط بنده ی حقیر پروردگار در پنجشنبه 22 فروردین 1387 و ساعت 09:04 ق.ظ