تبلیغات
آمدنت خوب ، بودنت خاطره انگیز ، رفتنت ویرانم کرد ای همه ی زندگیم ،برای تو می نویسم نفسم،عمرم،وجودم... - اولین روزی که دیدمت ...
زیـبـا باش، زیبـا زنـدگـی کن ، زیبا بیندیش ، زیبـا بخـنـد کـه خـنـده و تبسـم جـلوه زیبائـی پروردگارست .......

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه 26 تیر 1386-12:07 ب.ظ



سلام  هستیم ، امیدوارم كه حالت خوب باشه ، من كه اصلا حال و احوال درست و حسابی ندارم . می دونی چرا ؟ آخه امروز بیست و هفتمه . فكر كنم یادت باشه اولین روزی كه من و
تو برای اولین بار هم و دیدیم ، حس كردیم ، بوییدیم ، لمس كردیم ، تنهایی رو فراموش كردیم و ...اما باز من امروز تنهایم !
از این بیشتر نمی تونم بنویسم دلم خیلی گرفته نمی دونم كه كی بغضم می شكنه . دلم هواتو كرده نفسم . كجاییییییییییییییییییییییییییییی ؟ یادته نوشته بودی فردا می بینمت هورررررررررررا.
چرا نتونستیم پاكیه اون لحظات رو نگهداریم و گذاشتیم به این راحتی از دستمون بره .چرا ؟

روزها در پس پندار دلم
یار عزیز
طرح چشمان تو را می بینم
روز و شب در گذر تند زمان
همه وقت لحظه ی دیدار تو را می بینم.
...
کاش می خواندی از این
جادوی افسون شده یار
که در این راز نهان
همه جا نام تو را می بینم
...
آه از آن خانه ی تاریک وسکوتم
ای یار
که به تعبیر تماشای تو من
در و دیوار سیاهش
همه دادم بر باد

در زیر برج بلند نشسته ام
صندلیهای شکسته از آن من نیستند اگر آهسته صدایت می زنم
نمی خواهم ستاره ها بریزند
آخر سقفی ندارم
که زیر آن دستهایت را بگیرم و گریه کنم
به چراغ شب تارم سوگند
و به این قافیه ها
و به این مرثیه های بی وزن
و قسم بر غم و آشفتگی این دل بی حوصله ام
جز تو در زندگیم
هیچ کس با دل من همدم وهمرازم نشد
هیچ کس جز تو در این عصر سکوت
با لب بسته من
ناجی نغمه و  آواز نشد




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


سحر
سه شنبه 26 تیر 1386 11:07 ق.ظ
اولین دیدار بهترین روز زندگیه
این روز رو به شما تبریك می گم و امید دارم همیشه عاشق باشید
به وب من هم سری بزن
تمام عاشق ها هم دردند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر