|
|
:: چشمانت را باز کن :: |
|
لطافت خنده ها و چشمان بارانی ات را دیدم هرگز به محبتت پشت نكرده ام كه دوباره بازگردم… حالا تنها صدای سكوت را می شنوم و با دهانی بسته فریاد می كشم و بی اشك می گریم در شبهای بی ستاره ، هق هق گریه هایم را نشنیدی؟!… من كنار توهستم در قطره های باران در تمام ژاله های سحر گاهی بر برگ گل بر پیشانی شرمگین از گناهی نكرده من همین جا هستم . تو فقط چشمهای خواب آلودت را بگشا من همه پنجره ها را خواهم گشود ./ 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|
|
:: یه نظر سنجی :: |
|
سلام دوستان و بازدیدكنندگان گرامی . از اینكه به این وبلاگ می ایید ممنونم .من این وبلاگو فقط برای این درستش كردم كه بتونم حرفایی كه نتونستم و می خوام بگم به عزیزترین كسم و از این طریق بهش بگم و برام مهم نیست كه كسی می خواد نظر بده یا نه . ولی الان اومدم یه پیشنهاد بدم و نظر شما رو هم بدونم . تو رو خدا در مورد این موضوع فكر كنید و نظر بدین .. می خوام از این به بعد اینجا بشه جایی برای اینكه هر كسی حرف نگفته ای داره كه به عزیزش نگفته تو اینجا بگه . منتظر نظرات شما هستم اگه تعداد نظرات زیاد بود . اون موقع راه و روش گذاشتن مطالبتون و تو سایت می نویسم . مرسی و با تشكر
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [عمومی , ] [ +] |
|
|
:: آمده ام تا برایت آرزوهایم را بگویم ...:: |
|
می خواهم از آرزوهایم برایت بگویم پس خوب گوش كن 1.می خواهم گلی باشم كه تو هر صبح آن را بو میكنی .نه می ترسم تو آن را پرپر كنی نمی خواهم پر پر شده تو باشم 2.می خواهم نگین انگشتری باشم در دست تو می درخشد .اما نه می ترسم تو آن را گم كنی نمی خواهم گمشده تو باشم پس به آخرین آرزویه من خوب گوش كن ای كاش وقتی كه من مُردم بر سر قبر من بیایی تا دوباره قلبم به تپش آید 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|
|
:: گل عشق :: |
|
خواستم از میان گلهای رنگارنگ گلی انتخاب کنم و به او هدیه دهم ، مدتی فکر کردم که کدام گل میتواند شایستهاش باشد ، سپس یک گل را به او تقدیم کردم ، نیم نگاهی به گل انداخت و گلبرگهای آن را پرپر کرد و مستانه خندید و رفت . آخر او چه میدانست گلی که پرپر کرد گل عشق من بود ... 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|
|
:: در انتظارت نشسته ام هنوز نفس من ... :: |
|
قول دادی وقتی که بهار آید به نزدم باز خواهی گشت ، دست در گردنم خواهی آویخت ، با لبهای سوزانت صورتم را نوازش خواهی کرد و مرا در پناه گرم خود جای خواهی داد ، عزیزم! چندین بار ، بهاران زیبا و دلنشین آمدند و گذشتند ; تو نام من و عشق بزرگم را فراموش کردی ; در حالیکه من هنوز به انتظار تو نشستهام... 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|
|
:: تازگی ها خواب می بینم ... :: |
|
تازگی ها خواب می بینم رفته ایی ! در این چند سال در بیداری باور نکرده ام که ، رفته ایی !
حال می فهمم که چرا سالهاست چشمانم از خواب گریزان است ...
خواب هم باور کرد که رفته ایی ! ...
اما ... من ...

[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [عمومی , ] [ +] |
|
|
:: تو یعنی .... :: |
|
تو یعنی نرگس باغ تجسم تو یعنی یك جهان بالا تر از نور تو یعنی یك فرشته مثل مهتاب كه با لبخند می آید از آن دور نمی دانم چه باید كرد با این روح آشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم تو دنیای منی بی انتها و ساكت و سرشار و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم چمن ها بی تو زیبایی ندارد بهار و گل دلارایی ندارد فریب كس نخوردم جز تو ای یار كه دیگر كس فریبایی ندارد
قسم به نغمه باران بمان بهانه من بدون تو تپش آفتاب كم رنگست به هر كجا كه روی هر زمان و هر لحظه دلم همیشه برای نگاه تو تنگ ست 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [عمومی , ] [ +] |
|
|
:: عشق .... :: |
|
عشق خاطره ای است که زمان را توان نابودی آن نیست. نوایی است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوایی که ترنم آن به گوش نمی رسد... 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|
|
:: یادمان باشد ... :: |
|
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم طلب سوختن بال و پر کس نکنیم ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟ یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک یاد من هست که د یگر دل من تنها نیست یاد من هست که دیگر دل تو مال من است یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [عمومی , ] [ +] |
|
|
:: خدا کند که بیایی .... :: |
|
باز در آسمان بی کسی پرواز کرده ام تا در اوج بیکرانیش تو را بجویم در اوج تنهایی ... بی کسی فقط به تو می توان رسید و بس همین کافی است همین که بدانم هنوز با منی آخر: بی تو بودن باور بیهودگی است اربابم مرا از این سایه های تردید رهایم کن کمک کن تا در آسمان یکرنگی پرواز کنم.... 
[ پیام ()|| بنده ی حقیر پروردگار ] [حرف دل , ] [ +] |
|